تبليغاتX
دختـــر بي گنــــاه

دختـــر بي گنــــاه

بی تو حتما

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/12/21ساعت 16:39  توسط عاطفـــه  | 

ای کاش.........

+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/07ساعت 13:49  توسط عاطفـــه 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/06ساعت 1:58  توسط عاطفـــه 

ای همه بود و نبودم   ای تمامه تارو پودم

ای تو  ارزوی قلبم       کاشکی عاشقت نبودم

 bebin che tanham

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/04ساعت 23:30  توسط عاطفـــه  | 

اman bi to mimiram

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/04ساعت 23:24  توسط عاطفـــه  | 

behem begah kon ta bebini cheghadr dooset daram 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/04ساعت 22:15  توسط عاطفـــه  | 

اعتماد***دروغ***عشق


 
 
ای دل تو به ادراک معما نرسی
در نکته زیرکان دانا نرسی                                             
اینجا به مِی و جام بهشتی میساز
کانجا که بهشت است رسی یا نرسی                            
خیام                 
اعتماد
سعی کن دوباره بتونی عاشق دونه های بلورین تگرگ بشی و از زیبایی بارون لذت ببری و بتونی بوی گلهای بهاری که تو فضای این شبهای مرطوب دو چندان شده رو استشمام کنی.
سعی کن دوباره از تگرگهایی که آروم آروم رو سرت میخورن لذت ببری و اونها رو با سنگسار کردن حلاجها و سرهایی که بیگناه بر دار شد و زبانهایی که از حلق بیرون کشیده شد مقایسه نکنی.
الآن عصر خشونت و عقاید خشک خداشناسان از خدا بی خبر نیست.
الآن دوران بر دار شدن حلاج و مظلومیت حسین و عذاداری به خاطر جانباختگی زرتشت و محمد و مسیح در راه هدفشون گذشته. ما میتونیم به خاطر از دست دادن مظلومها اندوهگین نباشیم و تاریخ رو تکرار نکنیم و خوبیهای موجود رو ببینیم و اونها رو یزیدوار نابود نکنیم
الآن دوران مهر و دوستی و اندیشه ها و گفتارها و کردارهای نیکی هست که از این بزرگواران بر جا مونده... همون چیزهایی که سالهاست که در بایگانی قلب و روح ایرانیان پنهان شده.
ما میتونیم به جای آبیاری علفهای هرز کینه و نفرت گلهای عشق و مهر و دوستی رو پرورش بدیم به خودمون و دوستانمون مهربانی رو بیاموزیم.
همه خوبیم.... اگر بخواهیم خوبی همدیگه رو ببینیم و شکوفا کنیم. ولی اگر با عینک نفرت به دیگران نگاه کنیم همه تنفر انگیز تر از آنچه هستند خواهند شد
اعتماد سر چشمه مهربانی است به یاد میارم که آقای دکتر آزمندیان میگفتند
اگر ما نتونیم این دنیا رو برای خودمون به بهشت تبدیل کنیم لیاقت زندگی در بهشت واپسین رو هم نخواهیم داشت 
 
دروغ
روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود

عشق
هر زمان كه عشق به شما اشارتي كرد در پي او بشتابيد هر چند راه او سخت و نا هموار باشد هر زمان بالهاي عشق شما را در بر گرفت خود را به او بسپاريد هر چند تيغ هاي پنهان در بال و پرش ممكن است شما را مجروح كند و هر زمان عشق با شما سخن گويد او را باور كنيد هر چند دعوت او روياهاي شما را چون بلاد مغرب در هم كوبد و باغ شما را خزان كند زيرا عشق چنانكه شما را تاج بر سر مي نهد به صليب نيز مي كشد و چنانكه شما را مي روياند شاخ و برگ شما را هرس خواهد كرد عشق با شما چني رفتارها مي كند تا به اسرار قلب خود معرفت يابيد و بدين معرفت با قلب زندگي پيوند كنيد و جزيي از ان شويد آرزو كنيد كه رنج بيش از حد مهربان بودن را تجربه كنيد آرزو كنيد كه زخم خورده ي فهم خود از عشق باشيد و خون شما به رغبت و شادي بر خاك ريزد "
پيامبر- خليل جبران
+ نوشته شده در  جمعه 1385/10/22ساعت 10:41  توسط عاطفـــه  | 

نميدانم از كجا شروع كنم ولي......يا علي

نميدانم از كجاي اين دل زخمي بگويم
از اين دلي كه گناهش كودك بودنش است . بي كينه بودنش و بهانه گيري هاي رسوا گرش
از احساسي بگويم كه روزي شيشه بود اما امروز سنگ شده
از رويايي بگويم كه حقیقت فاصله آن بود يا از صدايي بگويم كه به جرم عشق بايد حبس ابد بكشد.
از رندي عقلم بگويم كه شيشه را سنگ كرد يا از سادگي احساسي بگويم كه زخم خورده هزاران حرف شده هزاران حرف از نگاه    غريبه هاي عاشق نما
نمي دانم ...
اما امروز سوگند ياد مي كنم كه مثل آنها  نشوم .
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/10/21ساعت 18:34  توسط عاطفـــه  |